علیمحمد افغانی در شوهر آهو خانم نشان میدهد که نویسندهای است، تیزبین که حرکات زن و مرد و کودک و حتی سگ و گربه را به خوبی میبیند. از اختلافات آسیابان و نانوا تا دعوای دو هوو و کتککاری زن و شوهر، همه را میتواند چنان توصیف کند که خواننده صحنه را پیش چشم خود مجسم ببیند. از اسرار زنان و عوالم کودکان خبر دارد. در هر گوشه از زندگی میتواند زیبایی را ببیند و آن را با قدرت تمام ستایش کند. آدمهای او آدمهایی واقعی هستند که در هر کجای داستان پیدا شوند و گوشهای از شخصیت آنها باز نموده شود، این گوشه با گوشههای دیگر که در جاهای دیگر دیدهایم چنان جفت میشود که از مجموع آنها آدم کامل و صحیح پدید میآید. به علاوه او آدمها را به دو دسته ی خوب و بد، چنان که شیوهی نویسندگان رمانتیک است، تقسیم نمیکند. حتی کسی که مرتکب کاری شبیه به جنایت میشود همچنان انسان باقی میماند و نویسنده محبت خود را از او دریغ نمیدارد. خلاصه رمان شوهر آهو خانم بدین صورت است که در سال 1313 و در کرمانشاه سید میران سرابی که اهل نماز و روزه و خدا و پیغمبر، همسری به نام آهو دارد. آهو یکی از زنان قشر رنج دیده، سختی کشیده اما استوار میباشد. سید میران با زن و فرزندانش زندگی کرده و روزگار خویش و اهل و عیالش را از راه نانوایی میچرخاند وی از زندگی خود رضایت دارد تا آن زمانی که پای زنی به نام «همای» هجده ساله که هم زیبا و هم دلربا میباشد در زندگی او وا میشود که یک دل نه صد دل عاشق او میشود آن هم در سن و سالی که بابت داشتنش باید به آب و آتش بزند. هوا و هوسی که سیدمیران را آواره و از شهر و دیار خویش دور میسازد.
ورود به سیستم
ارسال پیغام
شماره تماسنکته : شماره ثبت, شماره رکورد و یا هر داده ورودی که باعث بروز خطا شده است را در متن بازخورد ارسال نمایید.